الشيخ حسين المظاهري
89
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
در غل و زنجير قرار مىگيرد . نفس اماره او را كنترل مىكند و بالاخره يك آدم به تمام معنى « شقى » مىشود . بنابراين خداوند از اول تا آخر نسبتهاى فعلى را به خود داده است . اگر نسبتها مثل عزت ، نور و هدايت باشد معلوم است كه مربوط به خداوند است . اوست كه ما را مهذب مىنمايد ، هدايت مىفرمايد ، عزيز مىدارد و دنيا و آخرت ما را سعيد مىنمايد . اما اگر نسبت عكس اين صفات ، به خداوند داده شود ، يعنى در قرآن بخوانيم خدا ذليلش كرده ، خدا ضعيفش كرده ، خدا براى او غل و وابستگى قرار داده و خدا برايش مانع و سد ايجاد كرده است ، برگشت به اين مطلب است كه خداوند به او نور نداده است پس سراسر وجودش ظلمت و تاريكى است . خداوند او را مهذب نكرده و هدايت ننموده پس سراسر وجودش شقاوت است و گمراهى و ضلالت . نحوه تركيب قرآن قبل از ادامه بحث بايد نكتهاى تذكر دهم و آن اين است كه نحوه تركيب قرآنف تركيب مزجى است نه ترتيبى معناى تركيب مزجى اين است كه شما چند عدد « در » داريد كه هر كدام از اينها از جنسى هستند ، هر كدام قيمت خاصى داشته و هيچ ارتباطى با هم ندارند . اگر اين چه عدد « در » را در يك جا بريزيم آن را « تركيب مزجى » گويند . تركيب ترتيبى آن است كه مثلًا صد دانه « در » داريد ده تاى آنها از يك جنس است ، ده تاى ديگرش از يك جنس است و . . . براى هر كدام از اينها جدا جدا ظرفى درست مىكنيد . به اين تركيب ، « تركيب ترتيبى » گويند . قرآن هم تركيبش مزجى است يعنى در حالى كه دارد استدلال مىكند يك وقت از استدلال صرف نظر مىكند و وارد اخلاق مىشود ، در حالى كه بحث اخلاقى مىكند ، هنوز تمام نشده يك دانه « در » ميان ساير « در » ها مىنهد و وارد بحث معاد مىشود ، هنوز بحث معاد تمام نشده يك رنگ اخلاقى به آن مىدهد ، هنوز بحث اخلاقى تمام نشده دوباره شروع به استدلال مىكند و در ادامه بحث استدلال براى تنبه يك جمله تاريخى مىآورد و اين از شاهكارهاى قرآن است . يعنى در حالى كه خيلى از آيات به هم مربوط نيستند ، از نظر نسق و روش هماهنگ هستند . مثلًا فرض كنيد كه ما يك كتاب فلسفه ، يك كتاب عرفانى ، يك كتاب اخلاق ،